مرتضى راوندى
377
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
يونانيان ، در دامن حكمت اسلامى بود و سهروردى خود را وارث دو سنّت بزرگ فكرى قديم ، يعنى يونانى و ايرانى مىدانسته است و در افق فكرى او ، افلاطون و زرتشت و پادشاهان فرزانه و حكيم ايران باستان و حكماى الهى قبل از سقراط يونان ، شارحان يك حقيقت و مفسران يك پيام معنوى بودند كه سهروردى خود را احياءكننده آن مىدانست . به همينجهت ، در حكمت اشراقى ، فرشتگان مزدايى و مثل افلاطونى به صورت يك حقيقت جلوهگر شده و وحدت نور كه همان وجود است بر ثنويّت ظاهرى مزدايى و كثرت عالم مثالى افلاطونى حكمفرماست . » « 1 » بهطور كلى فهم دستگاه فلسفى شيخ اشراق سخت دشوار و رمزآميز است . در صفحهء 22 كتاب سابق الذكر در پيرامون اين معنى چنين آمده است : « بدانكه فهميدن كلام او و شناختن اسرار و رموزش در غايت صعوبت و دشوارى است براى كسى كه طريقه او را مسلوك نداشته باشد ، زيرا كه او حكمت خود را مبتنى بر اصول كشفى و علوم ذوقى ساخته است و كسى كه اصول آن را كماهو استوار نفرموده ، فروع را از آن استنباط و استخراج نتوانست نمود ، و هركه عنان نفس را از تعينات دنيا و آخرت نكشيد ، كام جانش حلاوت سخنان او نچشيد و بالجمله شناخت سخنان او و حل كتب و رموزات او ، موقوف است بر شناخت نفس و اكثر علما و حكما را از آن خبرى نيست مگر به نادر كه در هر عصرى يكى ظاهر شود . . . » « 2 » اختلاف زكرياى رازى با شيخ اشراق بهطور كلى فلسفه اشراقى سهروردى ، مانند افكار غزالى و يا اشاعره ، با اصول فكرى و فلسفى مردانى چون رازى ، ابن سينا و بيرونى ، از زمين تا آسمان اختلاف دارد . آنان مرد ميدان عمل بودند و سعى مىكردند از طريق مشاهده و تجربه ، به كشف اسرار نمودها و پديدههاى گوناگون طبيعى توفيق يابند و در سايهء كار و كوشش از شمار مجهولات بكاهند . رازى و ابن سينا روى بيماريهاى گوناگون مطالعه و تحقيق مىكردند و آرزوى آنها اين بود كه علت مرضى را كشف كنند و دردى از دردهاى بشرى را درمان بخشند . بهطور كلى متفكرين استدلالى و مادّى در سراسر جهان و در عالم اسلام ، هدفشان تقليل آلام مادى و معنوى بشر بود و مىكوشيدند آدميان را از گرداب انديشههاى غيرعلمى رهايى بخشند ، درحالىكه فلاسفه اهل پندار يا ايدآليستها با اين گونه تلاشهاى مثمر ، روى موافق
--> ( 1 ) . مجموعه آثار فارسى شيخ اشراق ، مقدمه ، از ص 132 به بعد . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 22 .